Le ḵoṭbe de « Rostam et Sohrāb » dans les traductions françaises et anglaises

Type de document : Original Article

Auteurs

1 Doctorante en littérature comparée- Nantes université

2 Professeur de littérature comparée, Université de Nantes,,

3 maîtresse de conférences en études persanes à Université de Strasbourg

4 Maître de conférences en littérature française, Université de Téhéran

10.22054/rlf.2026.92351.1242
Résumé
Cet article interroge la traduction de la voix gnomique dans le Šāh-nāme à partir du ḵoṭbe qui ouvre l’épisode de « Rostam et Sohrāb ». Placés en amont de l’action, ces distiques suspendent brièvement la narration et instaurent un espace de réflexion sur la mort, la fragilité du monde et les limites du savoir. L’étude s’organise en deux temps complémentaires : elle examine d’abord le ḵoṭbe comme un lieu de forte résistance du texte, marqué par le doute, la suspension du jugement et l’instabilité du sens ; elle prolonge ensuite l’analyse à travers plusieurs distiques philosophiques intégrés au récit, afin d’en observer la cohérence et la circulation dans le fil narratif. Fondée sur une analyse comparative des traductions de Jules Mohl, Pierre Lecoq et Dick Davis, l’étude montre que la traduction de ces passages implique une reconfiguration de la posture de Ferdowsi, qui apparaît non seulement comme narrateur épique, mais comme penseur. Les traducteurs contribuent ainsi, à leur tour, à façonner des figures différenciées de Ferdowsi, révélant le rôle central de la traduction dans l’histoire interprétative du Šāh-nāme.

Mots clés


Titre d’article Persian

خطبه رستم و سهراب در ترجمه های انگلیسی و فرانسوی

Auteurs Persian

الهه ستوده پور 1
کریستین لمبز 2
اگنس لنپوو هوتز 3
روح اله حسینی 4
1 دانشجوی دکترا ادبیات تطبیقی دانشگاه نانت فرانسه- فارغ التحصیل دکترا ادبیات فارسی دانشگاه یزد ایران
2 استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه نانت فرانسه
3 دانشیار مطالعات ایران شناسی دانشگاه استراسبورگ فرانسه
4 دانشیار ادبیات فرانسه دانشگاه تهران
Résumé Persian

چهرهٔ فردوسی به‌مثابه اندیشمند در شاهنامه صورتی ثابت و از پیش‌تعریف‌شده ندارد، بلکه در سیر تاریخی متن و در پی مداخلات کاتبان، شارحان، ویراستاران و خوانندگان، به‌تدریج و در لایه‌های گوناگون شکل گرفته است. این مقاله نشان می‌دهد که ترجمه نیز در امتداد همین فرایند تفسیری عمل می‌کند و در بازخوانی شاهنامه، فردوسی را به‌عنوان صدایی اندیشنده، اخلاقی و پرسشگر بازمی‌نمایاند. تمرکز اصلی پژوهش بر خطبهٔ آغازین داستان «رستم و سهراب» است، جایی که شاعر با تعلیق روایت، صدای خود را در قالب ابیاتی گنومیک و تأملی آشکار می‌سازد و به مواجهه‌ای ناآرام با مرگ، سرنوشت، ناپایداری جهان و حدود شناخت انسانی می‌پردازد. این ابیات، که از نظر متنی نیز با ناپایداری و اختلاف نسخه‌ای همراه‌اند، بستری ممتاز برای ظهور صدای فردوسی به‌عنوان متفکری درگیر با تردید و تعلیق داوری فراهم می‌کنند. مقاله نشان می‌دهد که ترجمه‌های ژول مول، پیر لوکک و دیک دیویس در مواجهه با این تزلزل متافیزیکی، غالباً به سوی بازسازی خوانشی اخلاقی یا الهیاتی گرایش می‌یابند و بدین‌سان، صدای پرسشگر فردوسی را یا به صورتی هنجاری‌تر بازصورت‌بندی می‌کنند یا آن را تضعیف می‌سازند. در بخش دوم، تحلیل به ابیات فلسفیِ پس از خطبه گسترش می‌یابد تا پیوستگی این صدا در متن روایت و نقش مداخلهٔ تفسیری مترجم در بازسازی آن در زبان مقصد بررسی شود.

Mots clés Persian

شاهنامه
ابیات حکمی
ترجمه‌پژوهی
صدای شاعرانه
ترجمه ادبی

Articles de presse, Manuscrit accepté
Disponible en ligne (sur le site) dès 16 September 2026