نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
Maître de conférences, Département de Français, Université Alzahra, Téhéran, Iran
چکیده
هدف این تحقیق، بهکارگیری رویکردی روانکاوانه، مبتنی بر نظریههای ژیلبر دوران، فیلسوف فرانسوی، بر منتخبی از نوشتههای زویا پیرزاد، رماننویس، نویسندهی داستان کوتاه و مترجم ایرانی است. دوران به خاطر نظریههایش در مورد خیال و اسطورهشناسی، همان گونه که در کتابش ساختارهای انسانشناختی خیال توضیح داده شده است، شناخته میشود. این نظریهپرداز برای عموم مردم چندان شناختهشده نیست، برخلاف جامعه علمی که او را به عنوان چهرهای برجسته در حوزه انسانشناسی و دنیای نمادها میشناسد. از سوی دیگر، پیرزاد به خاطر تمرکزش بر زندگی روزمره، با محوریت خانواده، و بهویژه بر زنان و مادری، مورد توجه قرار گرفته است. ایماژهای المانهای نامبرده، زمینه را برای تفسیری دوراندی با محوریت رژیمهای روزانه و شبانه فراهم میآورند. مطالعهی ما حول سه اثر این نویسنده خواهد بود: رمانهای چراغها را من خاموش میکنم و عادت میکنیم، و همچنین یکی از داستانهای کوتاه او، «طعم تلخ خرمالو»، از مجموعهی داستان کوتاه با همین عنوان. با مقایسه ایماژهای موجود در سه روایت و با تکیه بر روششناسی ژیلبر دوران، تلاش خواهیم کرد تا ااسطورهی شخصی نویسنده را آشکار کنیم.
کلیدواژهها