نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد یار و عضو هیات علمی گروه فرانسه دانشگاه علامه طباطبایی ، تهران .ایران
2 استاد یار و عضو هیات علمی گروه زبان فرانسه دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد اراک، اراک، ایران
چکیده
: با آنکه سعدی و لاروشفکو به لحاظ تاریخی قرنها از یکدیگر فاصله دارند و از بسترهای فرهنگی کاملاً متفاوتی برآمدهاند، هر دو جایگاهی ویژه برای سیمای زن در اندیشۀ اخلاقی خود منظور داشتهاند. همین نکته پرسشی بنیادین را پیشمینهد: اینکه چگونه یک صورتبندی نمادین واحد میتواند مبنای برداشتهایی چنین واگرا از اخلاق، سرشت انسان و رسالت ادبیات گردد. مقصود این پژوهش، تطبیق بازنمایی زن در آثار سعدی و لاروشفکو و تبیین بنیانهای اخلاقی، فرهنگی و ادبی است که افق اندیشه هر یک از این دو نویسنده را شکل میدهد. روش تحقیق بر رهیافتی تطبیقی استوار است که تحلیل هرمنوتیکی متون را در پرتوی بسترهای فرهنگی، دینی و فلسفی هر دو مؤلف دنبال میکند. در آثار سعدی، زن بهمنزلۀ پیامآور حکمت ظاهر میشود: زمانی نماد فضیلت و گاهی در مقام تنبیه و هشدار اخلاقی؛ و بدینگونه آیینۀ نگاهی خوشبینانه و هنجاری به طبیعت آدمی است که با آموزههای اخلاق اسلامی—قائم بر فضیلت، اعتدال و هماهنگی اجتماعی—همسویی دارد. امّا از نگاه لاروشفکو، زن به ابزاری برای داوری اخلاق زمانه بدل میشود: او پیش از هر چیز ابزاری است برای پردهگشایی از سازوکارهای پنهان خودپرستی، خودبینی و توهّمات جمعی که ساختار جامعۀ اشرافی را شکل میدهد. بدینترتیب، این نگاه تطبیقی دو کارکرد متقابل از سیمای زن را به تصویر میکشد: سعدی که نوعی انسانگرایی اخلاقی و تربیتی را رواج میدهد و لاروشفکو شکگرایی تیزبینانه و تحلیل گر را. ولی با وجود این تفاوتها، دو نویسندۀ اخلاقگرا، زن را شاخصی مهم برای دریافتن ارزشها و تنشهای دوران خود تلقّی میکنند
کلیدواژهها