نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
عضو هئیت علمی دانشگاه علامه طباطبائی
چکیده
چکیده :
در تعامل میان زبانهای فرانسوی و فارسی، فرایند ترجمه همواره با دو محدودیت مهم و اساسی روبهرو است: نخست، «موارد غیرقابلِ ترجمه»، یعنی واژهها، اصطلاحات یا مفاهیمی که بهنظر میرسد تنها در یک زبان یا فرهنگ معنا پیدا میکنند و معادل مستقیمی در زبان دیگر ندارند؛ و دوم، «مفاهیم ضمنی»، یعنی آنچه زبان بهصورت غیرمستقیم یا تلویحی القا میکند بیآنکه بهصراحت بیان شود. این پدیدهها که در مرز میان زبانشناسی، معناشناسی و مطالعات فرهنگی قرار دارند، حالت سیّال دارند و میان دیدگاهی که همه چیز را غیرقابل ترجمه میداند و دیدگاهی که برای هر چیزی معادل قابل قبول مییابد، نوسان دارند. غیرقابلِ ترجمهبودن میتواند شامل واژههای فاقد معادل مستقیم، اصطلاحات و مفاهیم فرهنگی ویژه، و لایههای پنهان معنا باشد. در ترجمه میان زبانهای فرانسوی و فارسی، که ساختارهای دستوری، شیوههای بیان و قراردادهای کاربردی متفاوت دارند، مترجم باید میان صریحسازی، وفاداری به نیت متن اصلی و انتقال طبیعی معنا تعادل برقرار کند و متن مبدأ را به گونهای بازسازی و بازتفسیر نماید.
کلیدواژهها: ترجمه، ترجمه ناپذیری، ترجمه ضمنی، فرانسوی، فارسی، فرهنگ، زبانشناسی
کلیدواژهها