Littéralité et Littérarité
صفحه 6-28
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.11314
ژان رنه لدمیرال
چکیده A l'occasion d'une journée d'étude organisée par le Centre d'études de la traduction et du Département de traduction française de l'université Allameh Tabatab'i, consacrée aux Nouvelles théories et recherches en traduction littéraire, le professeur Jean-René Ladmiral a fait un discours abordant la question du littéralisme et la dimension littéraire de la traduction. Marjan Farjah a réalisé la transcription de ce discours.
زبان فرانسه، یک عامل جبرگرایی اجتماعی در رمان های نویسندگان زن ایرانی فرانسه زبان
صفحه 29-52
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.51107.1061
سعید خان آبادی، علی عباسی
چکیده در سال های اخیر با ظهور موجی از رمان نویسان زن ایرانی مواجه هستیم که زبان فرانسه را به عنوان زبان آفرینش ادبی خویش برگزیده اند. این نویسندگان از طیف مهاجران ایرانی هستند که در دهه های 70 و 80 میلادی در جریان التهابات مربوط به انقلاب اسلامی، ایران را ترک کرده اند. با مطالعه رمان های این نویسندگان زن ایرانی فرانسه زبان، شباهت های فراوانی در بین آنها از جهت ساختار و سبک نوشتار، محتوا و موضع گیری های سیاسی و اجتماعی و نحوه استقبال از آنها توسط رسانه ها و محافل ادبی غربی میتوان یافت. حادثه ترک کشور در قالب فراری پر دلهره، تبعید خودخواسته با فشارهای روانی و عوارض عاطفی ناشی از آن، مشکل ادغام یک زن ایرانی در جامعه فرانسوی و مطالبات مربوط به حقوق زنان و جایگاه زن در جامعه ایرانی، از موضوعات همیشگی آثار این نویسندگان است. وجود این شباهت ها ما را بر آن داشت تا به کنکاش برای یافتن ریشه های جامعه شناختی پیدایش این تجربه زیسته همسان نزد این شخصیت ها بپردازیم. نظریه جبرگرایی اجتماعی که کنش فرد را برخاسته از جبر عوامل اجتماعی میداند، در نگاه جامعه شناسان فرانسوی از دورکیم تا بوردیو همواره مورد توجه بوده است. این پژوهش بین رشته ای بر آن است تا با ارائه خوانشی نوین و بومی از جبرگرایی اجتماعی در قالب کنشگران دوگانه ایرانی و فرانسوی، این نظریه جامعه شناختی را در حوزه نقد ادبی مطرح کند.
کاربرد ترجمهی واژهی «Mal»
صفحه 53-68
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.45417.1045
محمد رحیم احمدی
چکیده واژهی «Mal» در زبان فرانسه حاوی معانی آشکار و ضمنی متعددی است که برای مترجم، بهویژه مترجم تازهکار، بسیار دردسرساز است. با بررسی معانی و دلالتهای آن در زبان فرانسه و ترجمه آن به زبانهای مختلف، بهویژه در آثار ادبی ترجمهشده به زبان فارسی میتوان تصدیق کرد که ترجمهی این کلمه در متون ادبی زبانهای مختلف چندان سهل و بدیهی بهنظر نمیرسد و ریشهی این مشکلات هم مربوط است به برداشتهای متفاوت از این واژه و همچنین به دشواری یافتن معادلهای کاملاً منطبق بر واژهی فرانسوی. نمونهی بارز آن ترجمههای متفاوت و گاهی بسیار دور از همِ این واژه در عنوان مجموعهی اشعار بودلر یا Les Fleurs du Mal است. مترجم ادبی نمیتواند یافتههای نقد ادبی دربارهی اثری را که در حال ترجمهی آن است نادیده بگیرد و تنها با خوانشی سنتی از آن به ترجمه بپردازد. ترجمههای «گلهای بیماری» بودلر به زبان فارسی نمونهای از این نادیدهانگاری است، این در حالیست که بودلرشناسان معاصر مسألهی «سودا» و «مالیخولیا» را یکی از مؤلفههای ذاتی این مجموعهی اشعار میدانند، طوریکه خود بودلر نیز به شکلی ضمنی به آن بارها اشاره کرده است.
نقد رفتارشناسانه، رویکردی نوین: مطالعهی تطبیقی افسانههای ازوپ ولافونتن
صفحه 69-90
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.51133.1064
Mohamed-Sami Alloun
چکیده حالات و رویکردهایی که نویسنده در خلال آفرینشهای خود، در مقابل مفهومسازیاش از اولین محیط روایی که ما «طبیعت» میخوانیمش، اتخاذ میکند، همه مؤلفههایی هستند که جوهره و ابعاد اثر او را تعیین میکنند: به ویژه لایههای مختلف آن و سازگاریها و غلظتهای متفاوت عناصر آن. اما خواننده، در نقش خود، ناگزیر، به هرگونه تحریف روایت طبیعیِ نهفته در پس روایت فرهنگی توجه و حساسیت بسیاری دارد. برخی از نویسندگان، با درک جذابیتی که این نوع عصیانها میتوانند داشته باشند، آن را به موضوع اصلی طرح داستان خود بدل کردهاند. اثر سیارهی میمونها گواهی بر این امر است. نقد رفتارشناسانه، پیش از هر چیز، مطالعهی هرگونه پیکرهی ادبی بهمثابهی لایهبندی روایتی فرهنگی و یک یا چند روایت طبیعی، قطعه(ها) یا عنصر(های) این روایت(ها) است. این نقد بهنوعی واکاوی بازتاب و بارنماییهای روایات طبیعی در متون ادبی است؛ پس میتوان گفت این نوع نقد رویکردی ادبی است به علیتها، کارکردها، ثبات و وضعیت اشیاء آن. همچنین، بازبینی واقعیت حیوانات و سهم آن در ادبیات است. از دیدگاه نقد رفتارشناسانه، هر گونه خود داستانی است. از این رو مطالعهی داستان از طریق گونهها می تواند جالب باشد. چه افسانه های ازوپ، چه آثار بیدپایی، آثار کافکا، جورج اورول یا برنارد وربر، هر متن ادبی که شامل شخصیتهای حیوانی باشد، پیکرهای احتمالی برای نقد رفتارشناسانه است.
خیال پردازی و زنانگی در آثار کولت : سیدو، پیچک های تاک و گندم نارس
صفحه 91-104
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.43919.1041
فرناز ارفعی زاده
چکیده خیال پردازی مفهومی چند بعدی است که در ارتباط مستقیم با دنیای ذهنی خالق یک اثر ادبی قرار دارد ، از این رو در حوزه نقد آثار ادبی از دریچه نقد مضمونی نقش مهمی دارد زیرا برای مطالعۀ آثار ادبی از ورای مفهوم خیال پردازی می بایست تصاویر خیال پردازانه و رابطه شان با یکدیگر مورد بررسی قرار گیرد.
درک و مطالعه خیال پردازی و تصاویر آن یکی از کلیدهای اصلی ورود به دنیای سیدونی گابریل کولت نویسندۀ فرانسوی است زیرا این نویسنده مفهوم خیال پردازی را در آثار خود به مفاهیم دیگر همچون توصیف شخصیت ها و جایگاه هر یک از آنان در سیر روایی داستان پیوند می زند. این موضوع در سه اثر سیدو، پیچک های تاک و گندم نارس از اهمیت ویژه ای برخوردار است و خیال پردازی و تصاویر خیال پردازانه در رابطه مستقیم با توصیفات ارائه شده از شخصیت های زن در هر سه اثر قرار دارد.
در مقالۀ حاضر با استفاده از رویکرد نقد مضمونی و از ورای روش توصیفی- تحلیلی یانیک رش که بیشتر بر جزییاتی نظیر جایگاه رنگ ها و انرژی شان در توصیف فیزیکی شخصیت ها استوار است به بررسی مفهوم خیال پردازی در آثار کولت خواهیم پرداخت. از این رو توصیفات صورت گرفته از شخصیت های زن در سه اثر سیدو، پیچک های تاک و گندم نارس را مورد مطالعه قرار داده و توصیفات ظاهری، روحیات و اندیشه ی این شخصیت ها و همچنین جایگاه رنگ و اهمیت واژگان رنگ ها در توصیف خلقیات و ظاهر شخصیت های زن را بررسی خواهیم کرد.
چالش مربوط به آموزش بر اساس رویکردهای جامعهشناختی در چندزبانگی : تأثیر بازنماییها و زبان مرجع بر عملکرد نوشتاری
صفحه 105-121
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.51305.1078
یوسف باشا
چکیده در این مقاله، ما بر بازنماییهای که معلمان با ادغام زبان مرجع انجام میدهند و تأثیر آن بر مهارتهای نوشتاری دانشآموزان تمرکز می کنیم و نخست این پرسش را مطرح میکنیم: تأثیر بازنماییها و زبان مرجع بر مهارت نوشتن دانشآموزان چیست؟ برای پاسخ به این پرسش، ما یک راهنمای نوشتن را برای دو کلاس با شیوههای مختلف زبانی- یک زبانه و چندزبانه – در نظر میگیریم که معلمان این کلاسها بازنماییهای متفاوتی را ارائه میدهند. نتایج مطالعه نشان میدهد که استفاده از زبان مرجع باعث بهبود تولیدات نوشتاری زبان آموزان میشود و استفاده از زبان مرجع بدین روش که معلم از زبان مرجع به زبان فرانسوی می رود تا انواع خاصی از عبارات را توضیح دهد به درک بیشتر فراگیران یاری میرساند.
نحو در عنوانهای مطبوعاتی: مورد مجلهی تونسی «Le Temps»
صفحه 122-140
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.51118.1068
رفیقه بن عبدالله
چکیده هدفِ این مقاله بررسی ویژگیهای نحوی عناوین روزنامهها که در متن جایگاهی ویژه دارند. آنها راهبردهای زبانی بسیار خاصی را بهکار میگیرند و کارکردهای گوناگونی دارند. عناوین مطبوعات توجه ما را به خود جلب میکنند و، به واسطهی ویژگیهای نحویشان و اَشکال بازنمایی ِخبرهایی که بیان میکنند، خواه از یک گفتوگوی خبری متمایز باشد، خواه یک رویداد، از دیگر گفتمانهای اطلاعاتی متمایز هستند. ارائهی عناوین روزنامهنگاری صرفاً از یک راهبرد تعلیق بهره میگیرد، زیرا روزنامهنگار همیشه بهدنبال این است که عطش خواندن را در خواننده برانگیزد. عناوین میتوانند متنوع باشند، به شکل گروههای اسمی، جملات دارای حذف، عبارات استفهامی و حروف ندا و اصوات هستند. خواننده بازیگر اصلی و مسئول گرفتن این تصمیم است که آیا از روی عنوان پیشنهادی، به خواندن محتوای مقاله موردنظر ادامه دهد یا نه.
دسترسی به فرهنگِ دیگری از طریق آموزش ترانههای فرانسوی در کلاس سوم دبیرستان: کشور الجزایر
صفحه 141-155
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.51278.1076
SOUAD BENABBES
چکیده این مقاله، از یک سو، نتایجِ پرسشنامهای را که با همکاری شماری از معلمان دبیرستانی در الجزایر پر شده است بررسی و تحلیل میکند. موضوع پرسشنامه دربارهی جایگاهی است که این معلمان در آموزش زبان فرانسه به توانشهای بین فرهنگی اختصاص می دهند و، بهطور ویژه، به نقش آموزش ترانههای فرانسوی در آشنایی با فرهنگ دیگری میپردازد. از سوی دیگر، در این مقاله سعی میشود یک مطالعهی تحلیلی دربارهی بازنمایی دانشآموزان سال سوم متوسطه از زبان فرانسوی و فرهنگی که با خود به همراه میآورد صورت گیرد، تا بررسی شود که آیا، در نهایت، استفاده از ترانههای فرانسوی با غنای موسیقی و فرهنگی اجتماعی خود میتواند این زبانآموزان را به سمت کسب مهارتهای بینافرهنگی سوق دهد و به بالابردن شناخت از دیگری و سطح تحمل در مواجهه با دیگر فرهنگها بیانجامد. موسیقی بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمرهی ما است: همه جا ما را در احاطهی خود دارد (رادیو ، تلویزیون ، اینترنت و غیره). به گفتهی افلاطون: «موسیقی یک قانون اخلاقی است، روح را به قلب پیوند میدهد و بالهایی به فکر ما میبخشد که خیال را به پرواز درمیآورد. موسیقی جذابیتی برای غم و اندوه، خوشحالی، زندگی، به همه چیز دارد.» بنابراین ترانه سندی است که با وقایع کنونی متناسب است و بازتاب جامعهای است که آن را تولید میکند. ازینرو، برای یادگیری زبان بسیار مناسب است. جوانان میتوانند خود را در ترانهها بیایند، همانگونه که در متونی مییابند که از زندگی، خواستههایشان، انتظارات و سرکشیهایشان سخن به میان میآورد.
رویکردی فرافرهنگی به متون ادبی در مدارس: مورد کیفیشدن مقطع متوسطه
صفحه 156-168
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.51096.1077
Yassine Kartit
چکیده پیامدهای جهانی بهکارگیری ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات بدان معنی است که ما اکنون در تمدنِ مشترک منحصربهفردی زندگی میکنیم، نوعی گشودگی کلی به جهان که سبب میشود تا انسانها دیگر فقط به یک الگوی منفرد فرهنگی محدود نشوند و بر اساس آن تفکیک نشوند. آنها قادرند تا جهان را به گونهای دیگر درک کند و، از طریق اکتشافات بی قیدوشرط و بیشمار مفهوم دیگری به بازاندیشی هستی و مفهوم بودن خود بپردازند. بنابراین، ادبیات نیز به مثابهی عاملی برجسته و مؤثر در شکلگیری ویژگیهای افراد قلمداد میشود و تدریس آن باید با ملاحظه و تدبیر صورت گیرد. در این راستا، این مقاله بهطور جامع دریافت و درک متون ادبی را در سیستم آموزشی مراکش در زمینههای متنوع فرهنگی و اجتماعی مطالعه میکند تا تأثیرگذاری ابزار فناوری و اطلاعات را بر روی سازوکار شناختیِ بازنمایی و پردازش اطلاعات توسط خواننده بررسی کند.
خلاقیت و نوآوری در آموزش ترجمه در دانشگاه های ایران
صفحه 169-184
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.54207.1085
فاطمه میرزا ابراهیم تهرانی
چکیده این مقاله، که به مناسبت روز جهانی معلم زبان فرانسه در سال ۲۰۱۹ ارائه شد، نخست چالشهای آموزش ترجمه در دانشگاههای ایران را به صورت اجمالی بررسی میکند و سپس به شرح اهمیت خلاقیت و نوآوری در آموزش ترجمه میپردازد. خلاقیت و نوآوری منحصر به آموزش ترجمه نیست و در تمام رشتهها به آن توجه میشود؛ در واقع نوآوری نیروی محرکهی دانشگاه است که باعث پیشرفت علم و جامعه می شود. در این مقاله تلاش کردیم تا به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه مدرسان میتوانند، با اتکا به خلاقیت و نوآوری، ترجمه را آموزش دهند. در ادامه نشان دادیم مدرسی به اهداف از پیشتعیینشدهی خود میرسد که آموزش ترجمه را بر پایهی تخصص بنا نهاده باشد و برای تدریس ترجمه مهارتهای لازم را کسب کرده و آموزش دیده باشد. بدیهی است آموزش ترجمه متفاوت از آموزش زبان و ادبیات است و آشنایی با اصول و مبانی ترجمه و تسلط به آن از الزامات تدریس در این رشته است. در پایان، برای تدوین یک برنامهی آموزشی نوین، پیشنهاد میشود در شیوهی گزینش و تربیت مدرس ترجمه بازنگری شود و همچنین برنامههای آموزشی با توجه به مؤلفههای فراشناختی و نقش فعال و محوری دانشجویان تنظیم شود و بخشی از مسئولیتها به عهدهی آنها گذاشته شود تا احساس نارضایتی از کلاس ترجمه در آنها ایجاد نشود.
مطالعهی نوشتار خودزیستنامهی آندره ژید در «اگر دانه نمیرد» بر اساس مبانی خودزیستنگاری فیلیپ لوژون: تقابل، واقعیت و تناقض
صفحه 185-205
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.51264.1075
مریم رفیع زاده، مجید یوسفی بهزادی
چکیده مقالهی حاضر بر آن است تا به مطالعهی نوشتار خودزیستنامهی آندره ژید (1951-1869) در اگر دانه نمیرد بپردازد و تقابل بین تناقض و واقعیت را در اعترافات شخصی او آشکار سازد. در واقع، مبانی اتوبیوگرافی (خودزیستنگاری) فیلیپ لوژون بهعنوان معیاری مناسب بهکار گرفته میشود تا بازآفرینی تصویر خویش و خلق دوبارهی خود (آندره ژید) هدف هر نگاه جستجوگر قرار گیرد: من «متحرک» یا من «واقعی» ؟ این بدان معناست که ژید با اشاره به عبارت حقیقت ثانویه که میل باطنی تلقی می شود، تلاش میکند سرگذشتنویسی خویش را در روایتی مصلحتطلبانه توجیه کند. بدین ترتیب، کاربرد مبانی اتوبیوگرافی لوژون، برای بررسی اگر دانه نمیرد بهعنوان اثری دوگانه پیشنهاد میدهیم، بهطوریکه تناقض و یاواقعیت آن در هویتی پیچیده و نگاهی به گذشته متبلور میشود. تلاش خواهیم کرد در این اثر دیدگاه ژید را در قبال اتوبیوگرافی نشان دهیم و انگیزه های وی را در نقش یک راوی فرصتطلب مشخص نماییم.
ترس از گذر زمان در آثار تئوفیل گوتیه
صفحه 206-230
https://doi.org/10.22054/rlf.2020.44190.1042
مرجان سپنجی
چکیده در این تحقیق جنبههای فانتستیک آثار تئوفیل گوتیه مورد بررسی قرار میگیرند. در آثار گوتیه زمان دارای اهمیت بسیاری است و بیشتر در خواننده عدم اطمینان، ترس و تعلیق را بر می انگیزد. در واقع نویسنده در مقابل گذر زمان و مرگ ترس خود را آشکار می کند. بنابراین زمان نقشی تعیین کننده در تخیّل تئوفیل گوتیه دارد. برای بررسی دنیای تخیلی نویسنده از روش ژیلبر دوران استفاده شده است. مطالعات ژیلبر دوران در حوزه نقد تخیلی در اثر معروف او ساختارهای انسان شناسی قوه تخیّل معرفی شده است. او در جستجوی ثابتهای تصاویر هنری است.بنابر این به سؤالات زیر چنین پاسخ دادیم : آیا گوتیه ترس خود را از زمان و مرگ نشان می دهد؟ آیا گوتیه موفق میشود زمان را تحت کنترل خویش درآورد؟ لذا به وسیله این رویکرد به این نتیجه دست یافتیم که تئوفیل گوتیه هم به عنوان یک انسان نسبت به مسالهٔ زمان واکنش نشان می دهد و تمایل به یک زندگی جاودان دارد.
