شکاف های درونی: دوگانگی شخصیتها در آثار فرانسوا موریاک از منظر نقد روان شناختی شارل مورون
صفحه 5-35
https://doi.org/10.22054/rlf.2025.85124.1209
ویدا امینی بدر، آنت آبکه، لیلا شوبیری
چکیده این پژوهش به بررسی چگونگی نشان دادن جهان آثار موریاک میپردازد و نشان میدهد که چگونه این جهان، پیچیدگی درگیریهای درونی شخصیتها را آشکار میکند و در نتیجه، بیواسطه نشانگر معضلات جهانی وضعیت بشری است. با کاوش در این درامهای روانشناختی، مشخص میشود که تنشهای موجود میان آرزوهای عمیق و انتظارات اجتماعی، به عنوان مرجعی پایدار درباره هویت، میل و احساس گناه عمل میکنند. این موضوعات پرمعنا، با وضعیت معاصر همصدا هستند و نشان میدهند که اهمیت آنها همچنان جاری است. هدف این مطالعه آن است که راهبرد روانشناختی شارل مورون را —که دوگانگی شخصیتها را آشکار میکند— برای روشن کردن این مسائل عمیق بررسی کند. گفتنی است : مبارزههای درونی در جهان موریاک، فرازمانی است و مسیر هویتیابی مدرن را باز مینماید. با رویکرد تحلیلی ترکیبی از روانکاوی و کاوش ادبی، این پژوهش قصد دارد عمق روح انسان را رمزگشایی کند و غنای تفکر مدرن موریاک را نشان دهد. علاوه بر این، این مطالعه به بررسی اسطورهشناسی شخصی موریاک میپردازد — فرایندی خلاقانه که آثارش را شکل داده و آنها را به یک موضوع جهانی تبدیل کرده است. در این پژوهش نشان داده خواهد شد که جهان نمادین موریاک، که بر پایه تجربیات و اعتقاداتش ساخته شده است، کلید تفسیر شخصیتهایش و جستجوی یکپارچگی آنها است. در پایان، این تحقیق بر ماندگاری اثر موریاک به عنوان آینهای برای وجوه درونی ما تأکید میکند و خواننده را به خودشناسی صادقانه دعوت میکند.
پاتریک مودیانو در ایران: از ورودی خاموش تا استقبالی پرشور
صفحه 37-66
https://doi.org/10.22054/rlf.2025.83700.1203
مرضیه بلیغی
چکیده پاتریک مودیانو در ایران: از ورودی خاموش تا استقبالی پرشور. این مقاله به بررسی پذیرش آثار پاتریک مودیانو در ایران بر اساس نظریه دریافت که توسط هانس روبرت یاوس مطرح گردیده است، میپردازد. این رویکرد بر نقش فعال خوانندگان و تکامل « افق انتظار» آنها، که تحت تأثیر زمینههای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی قرار دارد، تأکید میکند. هدف این مطالعه تحلیل دلایل موفقیت دیرهنگام مودیانو در ایران و درک این است که چگونه آثار او به تدریج توجه مخاطبان مختلف ایرانی راجلب کرده است. مودیانو که در ابتدا ناشناخته بود، شهرت خود را مدیون جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۴ است. مترجمان و ناشران ایرانی نقش کلیدی در معرفی آثار او به خوانندگان ایفا کردند. مضامین اصلی نویسنده، سبک ساده و شاعرانه او، و همچنین ساختار روایی ترکیبی رمانهایش، مخاطبان بیشتری را در ایران مجذوب کرده است.
تخیل در خودنگری نزد الیف شافاک: بیان خویشتن در جامعه ای مردسالار
صفحه 67-88
https://doi.org/10.22054/rlf.2025.84383.1205
شراره چاوشیان، نجمه شادآرام
چکیده نزد الیف شافاک، نویسنده، داستان کوتاهنویس، رسالهنویس، سخنران، متخصص و فعال علوم سیاسی، ابعاد زندگینامه به محدودیتهای یک زندگی ختم نمیشود. شافاک به عنوان نماینده جامعه نویسندگان زن، تلاشی نسبتاً متکثر برای کشف «خود» فیزیکی، خانوادگی، اجتماعی و تاریخی خود را انجام میدهد که همان تلاش همه نویسندگان زن یا همه زنانی است که همیشه میان دیوارهای جوامع مردسالار محصور هستند. اما چگونه یک نویسنده می تواند تخیل را وارد خودنگاری کند؟ آیا شافاک موفق به انجام آن شده است؟ آیا استفاده از داستان و گذار از خودنگاری به تخیل در خودنگاری می تواند به او کمک کند تا بدون ترس از قضاوت شدن، خود را بهتر بشناسد و زنان دیگر، محدودیت ها و موقعیت آن ها را بازتعریف کند؟ این مسئله ای است که این مقاله به آن خواهد پرداخت. پیکرهی مطالعاتی کار متشکل از چهار رمان شافاک، حرامزاده استانبول (2007)، شیر سیاه (2009)، شرافت (2013) و سه دختر حوا (2018) خواهد بود.
دستور آشپزی در کلاس زبان: صحبت در باره فرهنگ آشپزی خود
صفحه 89-120
https://doi.org/10.22054/rlf.2025.85434.1210
ناهید جلیلی مرند، عاطفه نوارچی
چکیده مقاله حاضر به بررسی دستورهای آشپزی سنتی ایرانی در کلاسهای زبان فرانسه کشورمان با تاکید بر دستاوردهای زبانشناسی، فرهنگی و اجتماعی-روانشناسی آنها میپردازد. سئوال پژوهش ما چگونگی استفاده موثر دستورهای مختلف آشپزی در کلاسهای زبان است. با استفاده از پیکرهی پژوهش در این زمینه، کتاب طعم های سرزمین من، در بخش تحلیلی مقاله، نکات مهمی را که زبانآموزان میتوانند در رابطه با دستور زبان، واژگان، فرهنگی و اجتماعی-روانشناسی از این متون فراگیرند مورد بررسی قرارگرفته اند. با مطالعهی مثال-های این کتاب در زمینههای گوناگون آشپزی از جمله انواع پلوها، خورشتها و دسرها به این نتیجه رسیدهایم که تمرین اصولی و روشمند با چنین متونی درکلاسها به زبان آموزان ایرانی امکان صحبت در باره فرهنگ و هویت خود را به زبان فرانسه میدهد، تمرین هایی که میتوانند به صورت شفاهی و کتبی درقالب فعالیتهای مناسب با سطح آنها ارائه شوند.
بازآفرینی طنزآمیز رمان جاسوسی: مورد مطالعه رمان فلش مموری اثر ژان فیلیپ توسان
صفحه 121-144
https://doi.org/10.22054/rlf.2025.84323.1204
زهرا حاجی بابایی، صفورا ترک لادانی
چکیده رمان فلش مموری اثر ژان فیلیپ توسان که در دسته رمانهای تکنولوژیک قرار میگیرد، دارای سبکی پیچیده است. این اثر گاهی به رمانهای علمیتخیلی نزدیک میشود، سپس به فضای رمانهای جاسوسی وارد میشود و در نهایت به رمانی اخلاقی تبدیل میشود. سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که چرا نویسنده مدل پارودی رمانهای جاسوسی را که تکنیک پیشین توسان بود و در دهه ۸۰ به شدت استفاده میشد، دوباره به کار گرفته است. برای تحلیل این موضوع از روش دریافت استفاده میکنیم. نتایج بررسیهای ما نشان میدهد که انتخاب رمان جاسوسی به نویسنده این امکان را داده تا واقعیت را آزمایش کرده و پرسشهایی درباره واقعیت ظاهری مطرح کند تا به واقعیتی دست یابد که هم پنهانتر، هم عمیقتر و هم واقعیتر باشد. هدف از این بازنمایی واقعیت اجتماعی کمک به بشر برای درک بهتر دنیا است و خواننده را نسبت به هر آنچه غیرانسانی است، هوشیار میسازد.
بررسی بهبود درک مطلب شنیداری نزد فراگیران زبان فرانسه: مطالعهای درباره اثربخشی متن میانجی
صفحه 145-165
https://doi.org/10.22054/rlf.2024.77517.1183
سیاوش هاشمیان، حمیدرضا شعیری، محمود رضا گشمردی، رویا لطافتی
چکیده در این مطالعه سعی شده است تأثیر متن میانجی بر درک شنیداری گروهی از فراگیران زبان فرانسه بررسی گردد که درطی آن، دو گروه از زبانآموزان از طریق انجام مجموعه ای از تمرینات درک مطلب شفاهی مقایسه شدهاند. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر این متون بر بهینهسازی بار شناختی و دسترسی به محتوای کلی است.
رویکرد این تحقیق بر میانجیگری شناختی تمرکز دارد که بر میانجیگری شناختی به عنوان یک استراتژی کلیدی برای تقویت درک شفاهی تأکید دارد. درک شناختی، بر پایه هدایت توجه و حافظه، در قلب این روش قرار دارد.
روششناسی شامل آزمایشهایی با گروههای آزمایش و شاهد، تجزیه و تحلیل عملکرد و مشاهده مستقیم است. نتایج بدست امده حاکی از بهبود قابل توجهی در نتیایج گروه آزمایش می باشد و بدین صورت این نکته را تأیید میکند که متون میانجی، بار شناختی را بهینه کرده و دسترسی به محتوا را تسهیل میکنند.
بر پایه آنچه تحقیق شد می توان به روند افزایشی تعداد پاسخهای صحیح در طول تمرینهای شنیداری در نزد گروه آزمایش اذعان داشت و نیز بر اساس پاسخهای دادهشده به پرسشنامه این پیشرفت به طرز معنا داری قابل مشاهده بوده که در نتیجه بر تاثیر مثبت استفاده از متون میانجی به عنوان یک ابزار جهت آمادهسازی شناختی تأیید میکنند.
بررسی تأثیر فعالیتهای اجتماعی-تعاملی فناورانه بر تولید گفتاری فرانسهآموزان ایرانی سطح مبتدی
صفحه 167-200
https://doi.org/10.22054/RLF.2025.83626.1202
مرضیه مهرابی، نازنین حبیبی شاندیز
چکیده جستار پیشرو تأثیر فعالیتهای اجتماعی تعاملی فناورانه را بر مهارت تولید گفتاری فرانسهآموزان ایرانی سطح A2 در قالب یک دورۀ مکالمه از راه دور بررسی میکند. در این پژوهش، نه زبانآموز در دوازده جلسۀ کلاس شرکت کردند که بر اساس موضوعات گوناگون و با هدف انجام فعالیتهای اجتماعی تعاملی فناورانه طراحی شده بودند. روش تحقیق از نوع ترکیبی، یعنی کمّی (پیشآزمون و پسآزمون تحلیلشده با نرمافزار (SPSSو کیفی (تولیدات گفتاری زبانآموزان در حین جلسات و مصاحبهها) بود. نتایج آماری تفاوت معنادار میان پیشآزمون و پسآزمون را نشان دادند که بیانگر پیشرفت زبانآموزان در مهارت تولید گفتاری است. هرچند تفاوت معناداری در عملکرد زبانآموزان میان فعالیتهای فعالیتهای اجتماعی تعاملی فناورانه گوناگون مشاهده نشد، اما این عدم تفاوت حاکی از پیشرفت منظم آنان، فارغ از نوع هر یک فعالیتها بوده است. همچنین، تحلیل مصاحبهها دیدگاههای متفاوت دربارۀ تجربۀ یادگیری زبانآموزان با این روش و نیز پیشنهادهایی جهت بهبود آن را به دست داد. به طور کلی، فعالیتهای اجتماعی-تعاملی فناورانه نقش قابلتوجهی در بهبود آموزش تولید گفتاری در دورههای مکالمه ایفا و نیز یادگیری تعاملی و واقعی را تقویت میکنند. با این حال، اثربخشی بهینۀ آنها مستلزم طراحی دقیق آموزشی، لحاظ کردن دورههای آموزشی فناورانه برای زبانآموزان و نیز توجه متوازن به کلیۀ مولفههای زبانی است.
تأثیر استراتژیهای یادگیری بر تولید نوشتاری در زبان فرانسه: مطالعه ای انجام شده در یک محیط دانشگاهی ایرانی
صفحه 201-228
https://doi.org/10.22054/rlf.2025.84937.1207
معصومه محمدی کلان، سعدی جعفری کاردگر، علیرضا غفوری
چکیده چکیده
این پژوهش به بررسی بهبود تولید نوشتاری دانشجویان در زبان فرانسه بهعنوان زبان خارجی و ارتباط آن با نگرشها و استراتژیهای یادگیری آنها میپردازد. هدف اصلی این تحقیق ارزیابی این مسئله است که آیا نگرشهای مثبت و استراتژیهای یادگیری مؤثر مستقیماً بر توسعۀ مهارتهای نگارشی تأثیر میگذارند یا خیر. دادهها از 47 دانشجو از طریق پرسشنامهها و متون نوشتاری جمعآوری شده در قالب پیشآزمون و پسآزمون گردآوری شد. نتایج نشان میدهد که انگیزۀ صرف برای بهبود تولید نوشتاری کافی نیست، بلکه استراتژیهای یادگیری متنوع ـ بهویژه مطالعۀ منظم و تمرین نوشتن ـ بیشترین تأثیر را داشتهاند. تحلیل دادهها نشان میدهد که مطالعۀ مستمر موجب غنای واژگانی (+0.75) و بیان ایدهها (+0.78) شده است، در حالیکه تمرین نوشتن دقت گرامری را بهبود بخشیده است (+0.41). در مقابل، استفاده از منابع برخط، هرچند برای یادگیری واژگان مفید بوده است، تأثیر محدودی بر دقت گرامری داشته است (+0.30). این یافتهها اهمیت استراتژیهای یادگیری فعال و متنوع را در بهبود مهارتهای نگارشی برجسته میسازد و زمینه را برای تحقیقات آتی فراهم میسازد که ابزارهای آموزشی تعاملی و روشهای یادگیری بلندمدت را ادغام میکنند .
بازآفرینی ناخودآگاهِ متن در ترجمه: موردپژوهی نادیا اثر آندره برتون.
صفحه 229-250
https://doi.org/10.22054/rlf.2025.83263.1199
صدیقه شرکت مقدم، فرناز ساسانی، مینا مظهری، مریم نظامی
چکیده کتاب نادیا اثر آندره برتون به عنوان یک ژانر فراواقعگرایانه، آکنده از جملاتی است که در زیرساختِ خود، ناخودآگاه، وهم و تخیّل نویسنده را به تصویر کشیدهاست. در این پژوهش برآنیم تا برمبنای آراء ژان بلمن-نوئل از منظر تحلیل و کشف ناخودآگاه متن، به بررسی ترجمۀ کاوه میرعباسی بپردازیم تا دریابیم آیا مترجم به درستی عناصر روانشناسانه را که در نوشتارِ خودکار، رویا، تداعی آزاد و استفاده از عناصر متضاد به شیوۀ سورئالیستها نمود یافته است را در زبان مقصد بازآفرینی کرده است. بدین منظور ابتدا متن زبان مبداء با در نظر گرفتن عناصر یادشده و همچنین ساختار جملهها، تکرار مضامین، استعارهها، شگردها و نوع انتخاب واژهها و سایر نشانههای متن در زبان مبداء تحلیل میشود تا ناخودآگاه نویسنده از آن بیرون کشیده شود و سپس با مقایسه ترجمۀ آن در زبان مقصد مشخص شود که مترجم تا چه اندازه در بازسازی آن درست عمل کرده است. نتایج پژوهش نشان میدهد میرعباسی با توسّل به ترجمۀ تحت الفظی تا حد زیادی در بازآفرینی ناخودآگاه متن موفق عمل کرده است.
تحلیل ریخت شناسی و روایی داستان ضحاک ماردوش
صفحه 251-269
https://doi.org/10.22054/rlf.2025.83375.1200
طاهره زاهدی
چکیده ولادیمیر پراپ بهعنوان ساختارگرا و مردمشناس روسی تلاش کرد نظام واحدی را تدوین کند که در همۀ داستانها بدون در نظر گرفتن واگرایی زبان، ادبیات و فرهنگ کار کند. کتاب شاهنامۀ فردوسی یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی است که میراث فرهنگی و هویت گذشتۀ تاریخی ما محسوب میشود. هدف این پژوهش آن است که نشان دهد آیا تمام این ساختارهای ثابت و کارکردهای دائمی مورد نظر پراپ در بخشی از شاهنامه با عنوان ضحاک؛ کاربستپذیر هستند یا خیر. پراپ نظریۀ خود را با مطالعۀ داستانهای عامیانه که ساختار روایی نسبتا سادهای دارند، توسعه داد. شاهنامه که یک اثر حماسی بسیار پیچیدهتر است. بررسی میزان اطلاق کارکردهای پراپ بر این روایت حماسی و اینکه آیا برخی از کارکردها نسبت به سایرین مرتبط ترند، حائز اهمیت خواهد بود. در ادامه با توجه به جنبۀ تفکیکناپذیر شکل و محتوا، به تأثیر حماسه بر جامعۀ ایران اشاره میکنیم. این امر ما را به تحلیل ویژگیهای داستان و مفاهیم جاودانه در تلاقی فرم و محتوا که مشخصۀ کار فردوسی است، سوق میدهد. جالب است بررسی کنیم که چگونه بازنمایی تمثیلی از جامعه و همچنین نقص انسان در داستان ضحاک تجلی یافته است.
